دوست میدارم تا مرز جنون
سایرعاشقانه
دوست میدارم تا مرز جنون
کلماتم را
در جوی سحر میشویم
لحظههایم را
در روشنی بارانها
تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بیدغدغه بیابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت وهامون
با تو بیپرده بگویم
که تو را
دوست میدارم تا مرز جنون
محمدرضا شفیعی کدکنی

دیدگاه های شما؟